Category Archives: مقالات_شهدا

چهل حدیث درمورد شهید وشهادت

چهل حدیث درمورد شهید وشهادت

 

 

 

چهل حدیث درمورد شهید وشهادت

تهیه وتنظیم :محمد خردمندی

 ۱- بالاترین نیکیها : قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر. بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، وبالاتر ازکشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.    ( وسائل الشیعه، ج۱۱،ص۱۰، حدیث ۲۱ )

۲- برترین مرگها : قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اشرف الموت قتل الشهاده ( شهادت برترین مرگهاست.     (بحارالانوار، ج۶۷، ص۸، حدیث۴ )

۳- مرگ برتر: قال امیر المومنین علیه السلام :ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل. مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((همه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است.      ( نهج البلاغه، خطبه۱۲۳ )

 ۴- برترین قتل شهادت است: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اشرف القتل قتل الشهدآء

. والاترین قتل، کشته شدن شهیدان است.    ( نهج الفصاحه، ص۶۶۸ )

 ۵- هزار ضربه شمشیر به از مرگ در بستر: قال امیر المومنین علیه السلام :و الذی نفس ابن ابی ابیطالب بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی الفراش. قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است    ( بحار الانوار، ج۹۷، ص۴۰، حدیث۴۴ )

 ۶- شهادت، نه مرگ در بستر: قال امیر المومنین علیه السلام : ایها الناس ان الموت لا یفوته المقیم و لایعجزه الهارب لیس عن الموت محیص و من لم یمت یقتل و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی فراش ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.  وسائل الشیعه،  ( ج۱۱، ص۸، حدیث۱۲ )

۷- شهادت کرامت است: قال السجاد علیه السلام :القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده. کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست   )   بحار الانوار، ج۴۵، حدیث۱۱۸ )

۸- شهادت آرزوی اولیاء: قال رسول الله صلی الله علیه و آله :والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل. قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.   (صحیح بخاری، ج۴، ص۲۱، باب تمنی الشهاده(

۹- روزی شهادت: قال امیر المومنین علیه السلام : من دعائه علیه السلام لمّا عزم علی لقا القوم بصفّین :اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علی عدونا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علینا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه. خدایا، ای پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پیروز گرداندی، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پیروز شدند، شهادت را روزیمان فرما و از فتنه بازمان دار.    ( نهج البلاغه، خطبه۱۷۰ )

۱۰- فرجام سعادت و شهادت: عن امیر المونین علیه السلام :و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه … ان یختم لی و لک بالّسعاده و الشّهاده. حضرت علی علیه السلام در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت : من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیکبختی و شهادت قرار دهد.  ( نهج البلاغه نامه۵۳ ( 

۱۱- شهادت در راه خدا: دعا امیر المومنین علیه السلام لهاشم بن عتبه فقال :اللّهم ارزقه الشّهاده فی سبیلک و المرافقه لنبیّک. حضرت علی علیه السلام در دعای خود به هاشم بن عتبه فرمودند : خداوندا، شهادت در راهت را و همراهی با پیامبرت را به او روزی کن.    ( نهج السّعاده، ج۲، ص۱۰۸  )

۱۲- همسایگی با شهدا: قال امیر المومنین علیه السلام :  نسال الله منازل الشهداء و معایشه السّعداء و مرافقه الانبیاء.   از خداوند جایگاه شهیدان و زندگی با سعادتمندان و همراهی با پیامبران را طلب می کنم.    ( نهج البلاغه، خطبه۲۳)

۱۳- عشق به شهادت: قال امیر المومنین علیه السلام : وفو الله انی لعلی الحق. و انی للشّهاده لمحبّ. حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود :پس به خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.(نهج البلاغه، ج۶، ص۹۹ و ۱۰۰)

۱۴- امید شهادت در جبهه: قال امیر المومنین علیه السلام :و الله لولا رجائی الشّهاده عند لقائی العدوّ لوقد حمّ لی لقاءه لقرّبت رکابی، ثمّ شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال. به خدا قسم اگر آرزوی شهادت را در پیکار با دشمن نمی داشتم،(که ای کاش زودتر فراهم آید) بر مرکب خود سوار می شدم و از میان شما کوچ می کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد (برای همیشه) در جستجوی شما نمی پرداختم.

  (نهج البلاغه، ج۷، ص۲۸۵، خطبه۱۱۸)

۱۵- در ردیف شهیدان: قال السّجاد علیه السلام : حمدا نسعدبه فی السّعداء من اولیائه و نصیر به فی نظم الشّهداء بسیوف اعدائه. سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن در ردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.      ( صحیفه سجّادیه، ج۴۱، دعاء۱)

 ۱۶- شهادت طلبی: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من طلب الشّهاده صادقا اعطیها و لولم تصبه. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس از روی صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او( ثواب)آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.       ( کنز المعال، ج۴، ص۴۲۱، حدیث۱۱۲۱۰)

۱۷- تبریک به شهیدان: قال امیر المومنین علیه السلام : انّ الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کلّ آتیه منیّته کما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته. خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنسان که او مقدّر کرده است می رسند، پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او.  ( نهج السعاده، ج۲، ص۱۰۷)

۱۸- خون شهید: انّ علیّ ابن الحسین علیه السلام کان یقول : قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله. امام زین العابدین علیه السلام پیوسته از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:هیچ قطره ای در نزد خداوند دوست داشتنی تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست.    ( وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۸، حدیث۱۱)

۱۹- شهید درد جراحت را احساس نمی کند: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الشّهید لایجد الم القتل الّا کما یجد احدکم مسّ القرصه. شهید درد کشته شدن را احساس نمی کند، مگر در حدّی که یکی از شما پوست دست خود را بین دو انگشت فشار دهد.      ( کنز المعال، ج۴، ص۳۹۸، حدیث۱۱۱۰۳)

 ۲۰- آمرزش گناهان شهید: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : للشّهید سبع خصال من الله اوّل قطره من دمه مغفور له کلّ ذنب. به شهید هفت امتیاز از طرف خداوند عطا می شود، اولین آنها بخشیدن تمام گناهان اوست بواسطه اولین قطره خونش.      ( وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۹، حدیث۲۰)

۲۱- شهادت، کفّاره گناهان: قال الباقر علیه السلام :اوّل قطره من دم الشّهید کفّاره لذنوبه الّا الدَّین فانّ کفّارته قضاءه. اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهیها، که کفاره آن ادای آن است. ( وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۸۵، حدیث۵)

۲۲- موجب آمرزش گناهان: قال الصادق علیه السلام :من قتل فی سبیل الله، لم یعرّفه الله شیئاً من سیئاته. کسی که در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ یک ازگناهان او را به روی اونمیآورد.( وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۹، حدیث۱۹)

 ۲۳- شهید غسل و کفن ندارد: قال النّبی صلی الله علیه و آله : فی شهداء احد :زمّلوهم بدمائهم و ثیابهم. پیامبراکرم درباره شهدای اُحُد فرمودند :آنها را با همان خونهایشان ولباس های خودشان دفن کنید). وسائل الشیعه، ج۲، ص۷۰۱، حدیث۱۱)

 ۲۴- دفن با جامه خونین: عن امیر المومنین علیه السلام قال : لمّا کان یوم بدرٍ، فاُصیب من اصیب من المسلمین، امر رسول الله بدفنهم فی ثیابهم، و ان ینزع عنهم الفراء، و صلیّ علیهم. در روز بدر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به کسانی که از مسلمانان به شهادت رسیده بودند، دستور داد که آنها را با لباسهایشان دفن کنند، و تنها لباسهای چرمین را از تنشان بیرون آوردند، و سپس بر آنها نماز خواند. ( بحار الانوار، ج۸۲، ص۶، حدیث ۵)

 ۲۵- گلگون کفنان:عن اسماعیل بن جابر و زُراره عن ابی جعفر علیه السلام :قال : قلت له کیف رایت الشّهید یدفن بدمائه؟ قال : نعم فی ثیابه بدمائه و لا یحنّط و لا یغسّل و یدفن کما هو…. از اسماعیل بن جابر و زراره نقل شده است که : از امام صادق سوال کردم، نظر شما در این باره چیست که شهید با بدن خون آلود دفن شود؟ حضرت فرمود : آری شهید بدون غسل و حنوط، در لباس خونین خود همانگونه که هست دفن می شود     ( وسائل الشیعه، ج۲، ص۷۰۰، حدیث۸)

۲۶- شهید سوال قبر ندارد: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من لقی العدوّ فصبر حتّی یقتل او یغلب لم یفتن فی قبره. هر کس رو در روی دشمن قرار گرفت((با دشمن درگیر شد)) و استقامت کرد تا کشته و یا پیروز شد، در قبر مورد آزمایش قرار نمی گیرد((از او سوال نمی شود))    ( کنز المعال، ج۴، ص۳۱۳، حدیث۱۰۶۶۲)

۲۷- آثار شهادت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : یعطی الشّهید ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه : یکفّر عنه کلّ خطیئه ویری مقعده من الجنه و یزوّج من حور العین و یؤمّن من الفزع الاکبر و من عذاب القبر و یحلّی حلّه الایمان.

 ۱/ با اولین قطره خون او تمام  گناهانش بخشیده می شود.

 ۲/ جایگاه  خود را در بهشت می بیند.

۳/  از حوریان با او ازدواج می کنند.

۴/ از وحشت بزرگ روز قیامت در امان می باشد.

 ۵/ از عذاب  قبر ایمن است.

۶/ به زیور ایمان آراسته می گردد.    ( کنز المعال، ج۴، ص۴۱۰، حدیث۱۱۵۲)

۲۸- معافیت از سوال قبر: سُئل النّبی صلی الله علیه و آله : مابال المومنین یفتنون فی قبورهم الّا الشّهید؟ فقال : کفی ببارقه السّیوف علی راسه فتنهً. از پیامبر اکرم سوال شد : چگونه است که همه مومنین در قبر مورد سوال و امتحان قرار می گیرند مگر شهید؟ حضرت فرمود : امتحانی که در زیر برق شمشیر داده است، برای او کافی است.    ( کنز المعال، ج۴،ص۴۰۷، حدیث۱۱۱۳۸ و ص۵۹۵، حدیث۱۱۷۴۱)

۲۹- شفاعت شهید: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : یشفع الشّهید فی سبعین من اهله شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.    ( کنز المعال، ج۴، ص۴۰۱، حدیث ۱۱۱۱۹)

۳۰- مقام شفاعت: عن الصّادق علیه السلام عن آبائه علیه السلام انّ رسول الله قال : ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیامه فیشفّعهم : الانبیاء ثمّ العلماء ثمّ الشّهداء. امام صادق علیه السلام از پدران خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمود : سه گروهند که روز قیامت شفاعت می کنند و شفاعت آنها مورد پذیرش خداوند قرار می گیرد، انبیاء و علما و شهداء.    ( بحار الانوار، ج۹۷، ص۱۴، حدیث۲۴ )

 ۳۱- اول کسی که وارد بهشت می شود: عن الرّضاء علیه السلام عن آبائه علیه السلام، قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله : افضل الاعمال عند الله ایمان لا شکّ فیه و غزو لاغلول فیه و حجّ مبرور و اوّل من یدخل الجنّه شهید. امام رضا علیه السلام از پدران خود علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود :برترین اعمال نزد خداوند، ایمانی است که در آن تردیدی نباشد و رزم و پیکاری که در آن خیانت در ((غنیمت)) نباشد و حج مقبول . و اولین کسی که وارد بهشت می شود شهید است      ( بحار الانوار، ج۶۶، ص۳۹۳، حدیث۷۵)

۳۲- آرزوی شهید: قال رسول الله صلی الله علیه و آله :  ما من احدٍ یدخل الجنّه یحبّ ان یرجع الی الدّنیا و له ما علی الارض من شییءٍ الّا الشّهید. فانّه یتمنّی ان یرجع الی الدّنیا فیقتل عشر مرّاتٍ لما یری من الکرامه. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و دهها مرتبه در راه خدا کشته شود.    (صحیح بخاری، ج۴، ص۲۶ )

۳۳- برترین شهدا: قال رسول الله صلی الله علیه و آله :افضل الشّهداء الّذین یقاتولن فی الصّف الاوّل فلا یلفتون وجوههم حتّی یقتلوا، اولئک یتلبّطون فی الغرف العلی من الجنّه یضحک الیهم ربّک فاذا ضحک ربّک الی عبدٍ فی موطن فلا حساب علیه.  برترین شهیدان کسانی هستند که در صف اول((خط مقدم)) پیکار می کنند و روی بر نمی گردانند تا کشته شود، اینها هستند که جایگاه آنان غرفه های عالی بهشت است، و خداوند بر آنها متبسّم است و اگر خداوند بر بنده ای تبسّم کند((خشنود شود)) هیچ حسابی بر او نیست.      ( کنز المعال، ج۴، ص۴۰۱، حدیث۱۱۱۲۰)

 ۳۴- شهید دریا: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : شهید البحر مثل شهید البرّ …و انّ الله عزّوجلّ وکّل ملک الموت بقبض الارواح الّا شهید البحر فانّه یتولّی قبض ارواحهم. شهید در جنگ دریایی مثل شهید در جنگ و جهاد در خشکی اجر دارد و خداوند ملک الموت را برای قبض روح همه افراد مامور ساخته است، مگر شهیدان جنگ دریایی که آنقدر مقام و فضیلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه می کند.    ( سنن ابن ماجه، ج۲، ص۹۲۸، حدیث ۲۷۷۸)

۳۵- خانواده شهید: قال علی علیه السلام عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله :  و یقول الله عزّوجلّ انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی. حضرت امیر علیه السلام در ادامه حدیثی مفصّل که در باب مقام شهید از قول رسول خدا بیان داشته اند می فرماید :خداوند می فرماید من جانشین شهید در خانواده او هستم، هر کس رضایت آنها را جلب کند رضایت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

۳۶- دیگرشهیدان: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من ارید ماله بغیر حقّ فقاتل فهو شهید.ئ

هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گیرد و برای دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود شهید است. (کنز المعال، ج۴، ص۴۲۹، حدیث۱۱۲۰۱)

۳۷- شهیدان دفاع: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من قاتل دون نفسه حتّی یقتل فهو شهید و من قتل دون ماله فهو شهید و من قاتل دون اهله حتّی یقتل فهو شهید و من قتل فی جنب الله فهو شهید. هر کس برای دفاع از جان و مال اهل و عیال خود پیکار کند و کشته شود شهید است و کسی که در راه قُرب به خدا کشته شود شهید است.    ( کنز المعال، ج۴، ص۴۲۰، حدیث۱۱۲۳۶)

۳۸- دفاع از مال: عن علیّ بن الحسین علیه السلام : من اعتدی علیه فی صدقه ماله فقاتل فقتل فهو شهید. هر کس به ظلم اموالش مورد تجاوز قرار گیرد و در برابر آن پیکار کند تا کشته شود شهید است.  (وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۹۳، حدیث۱۱)

 ۳۹- کشته راه خدا: عن ابی عبدالله علیه السلام، قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من قتل دون عیاله فهو شهید. ازامام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند هر کس در راه دفاع از بستگان خود کشته شود شهید است.    ( وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۹۱، حدیث۵

 ۴۰- در رکاب امام: عن الرّضا علیه السلام فی کتابه الی المامون : الجهاد واجب مع امام عادل و من قاتل فقتل دون ماله و رحله و نفسه فهو شهید. امام رضا علیه السلام در نامه خود به مامون نوشت : جهاد همراه امام عادل واجب است و هر کس پیکار کند و در راه دفاع از مال و ره توشه و جان خویش کشته شود شهید است .  ( وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۵، حدیث۱۰، تحف العقول، ص۱۰۲)

زندگی نامه شهید آوینی

زندگی نامه شهید آوینی

 

 

 

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال ۱۳۲۶ در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 “حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است… با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را –  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و… –  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که “حدیث نفس” باشد ننویسم و دیگر از “خودم” سخنی به میان نیاورم… سعی کردم که “خودم” را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است.”

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

“با شروع کار جهاد سازندگی در سال ۵۸ به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند… ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم… وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

“وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون.”

مجموعه‌ی یازده قسمتی “حقیقت” کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

“یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی “حقیقت” ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد.”

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

“انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال “۱۳۷۱” در لبنان شهید شد… و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک “مرد” آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال ۱۳۷۰ “موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح” به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی “شهری در آسمان” را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین ۱۳۷۲ در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال ۱۳۶۲، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی “اعتصام” ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی “مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام” آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در “اعتصام” منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون “اشک، چشمه‌ی تکامل”. “تحقیقی در معنی صلوات” و “حج، تمثیل سلوک جمعی بشر” به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی “تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب” برای ماهنامه‌ی “جهاد”، ارگان جهاد سازندگی، نوشت “بهشت زمینی”، “میمون برهنه!”، “تمدن اسراف و تبذیر”، “دیکتاتوری اقتصاد”، “از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی”، “نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی”، “ترقی یا تکامل؟” و… از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان “توسه و مبانی تمدن غرب” به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال ۱۳۶۵ ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی “روایت فتح” نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان “گنجینه‌ی آسمانی”. او در ماه محرم سال ۱۳۶۶ نگارش کتاب “فتح خون” (روایت محرم” را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال ۱۳۶۷ یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام “تاملاتی در ماهیت سینما” که در فصلنامه‌ی “فارابی” به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین “جذابی در سینما”، “آینه‌ی جادو”، “قاب تصویر و زبان سینما”و… که از فروردین سال ۱۳۶۸ در ماهنامه‌ی هنری “سوره” منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب “آینه‌ی جادو” که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و… تالیف کرد که در ماهنامه‌ی “سوره” به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را “عصر توبه‌ی بشریت” می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور “دولت پایدار حق” منتهی خواهد شد.

منبع:www.aviny.com

وصیت نامه شهید همت

وصیت نامه شهید همت

 

 

 

وصیت نامه شهید «حاج همت»

شهید حاج محمد ابراهیم همت در دومین وصیت نامه بجامانده از خود نوشته است: خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم.

*اولین وصیت نامه شهید همت:

به تاریخ ۱۹/۱۰/۵۹ شمسی ساعت ۱۰:۱۰ شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی – نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی … ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همت

**دومین وصیت نامه شهید همت:

به نام خدا
نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین».
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:
*۱-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
*۲-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
*۳-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.
*۴-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
*۵-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر حاج همت

فوتبالیستی که فرماندار پاوه شد

فوتبالیستی که فرماندار پاوه شد / عکس

 

۶ شهریور ۱۳۶۱ سالروز شهادت سردار بزرگ اسلام «شهید ناصر کاظمی» است. متن زیر یادداشتی است که برادر ایشان، پرویز کاظمی برای خبرگزاری فارس ارسال نموده است:

« به نام خدا »

« ورزش یکی از عرصه هایی است که جوانان به صورت گسترده در آن وارد می شوند و شخصیت هایی را به عنوان الگو انتخاب می کنند که در کشور ما مرحوم غلامرضا تختی یکی از آنهاست. در بین شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، یکی از افراد متدین، انقلابی و ایثارگر که در عین حال ورزشکار موفقی نیز بوده ، شهید ناصر کاظمی است. »

«مقام معظم رهبری »

به یاد سرو بلند قامت کردستان که در ششم شهریور ۱۳۶۱ به دیدار معشوق شتافت:

علاقه زیادی به ورزش خصوصاً فوتبال داشت و جزو فوتبالیست های خوب تهران بود و در تیم ایرانا به مربیگری مرحوم پرویز دهداری عضویت داشت. به هرحال خصوصیاتی که مرحوم دهداری قبل از انقلاب داشت شاخص بود و بچه هایی هم که برای ورزش کردن دور هم جمع می شدند فقط هدف همین ورزش نبود و مسائل و جلسات دیگر هم بود که تعدادی کتاب و بحث های اخلاقی در آن جلسات مطرح می شد. به تدریج به شرایطی رسید که بایستی در کنکور دانشگاه شرکت می کرد. در رشته تربیت بدنی وارد دانشگاه شد. در سال ۵۶ ورزشکاران آمریکایی به ایران آمده بودند تا در مسابقات کشتی شرکت کنند. ایشان به اتفاق تعداد دیگری از دانشجویان تصمیم می گیرند در سالن مسابقات به دلیل اعتراض به حمایت های امریکا از رژیم منحوس شاهنشاهی، پرچم آن کشور را به آتش بکشند و پس از چندی فراری بودن توسط رژیم دستگیر و در زندان قصر زندانی شدند .

***

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناصر جزو اولین نفراتی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد و دوره های آموزشی خیلی کوتاه و سریعی را طی کرد .

در مرحله اول به دلیل مسائل مربوط به خلق عرب به خرمشهر اعزام شد و بعد از آنجا به مدت شش ماه در زابل در استان سیستان و بلوچستان در خدمت مردم بود. در دوره آموزشی با شهید بروجردی آشنا شده بود و ایشان از ناصر خواست تا به عنوان فرماندار پاوه انجام وظیفه نماید که سر آغازی جهت فعالیت های گسترده ایشان بود .

در عملیات آزاد سازی منطقه شمشیر از ناحیه شکم بر اثر اصابت گلوله مجروح می شود و هنگامی که در بیمارستان پاوه بستری بود به لحاظ محبوبیتی که بین مردم داشت و همیشه با مردم و در کنار مردم بود، اهالی منطقه برای سلامتی ایشان روزه گرفته بودند و مرغ و خروس به نیت نذر به بیمارستان می آوردند و این خاطره در منطقه به عنوان یک تاریخ واقعا ماندگار اثری است جاودانی

آن موقع اطراف پاوه و بیمارستان آنجا به طور کامل در محاصره ضد انقلاب بوده و آنها می دانستند بین دولت و نظامی ها تفاوت وجود دارد و به همین دلیل ایشان زمان ورود به پاوه با ریش به اصطلاح پروفسوری و با قاطعیت به عنوان فرماندار و ارائه حکم فرمانداری به دمکرات ها وارد پاوه شد .

با توجه به جو اختناق و ضد انقلابی که در منطقه حاکم بود اکثر اوقات قبل از خطبه های نماز جمعه که به امامت ملا قادر قادری برگزار می شد سیاست های نظام و اخبار را برای مردم تشریح می کرد و هم چنین به منظور آگاهی مردم و خصوصا جوانان جلساتی را به عنوان مناظره و پرسش و پاسخ در فرمانداری برگزار می کرد که مورد استقبال عموم بود و حضار با آزادی کامل به بیان نظرات خود می پرداختند .

فوتبالیستی که فرماندار پاوه شد / عکس

به لحاظ حساسیت منطقه، ایشان به طور همزمان فرماندار و فرمانده سپاه بود و همیشه در عملیات های پاکسازی در خط مقدم حضور داشت . شهید رجائی در زمانی که نخست وزیر بودند به منظور بررسی مسائل منطقه بدون اطلاع قبلی به اورامانات آمدند و سراغ فرماندار را می گیرند، و به او می گویند ایشان در عملیات در کوهستان می باشد و بایستی با بی سیم با ایشان تماس بگیرند تا بیایند . شهید رجائی منتظر می ماند تا ایشان از منطقه عملیاتی با لباس کُردی و لب های خشک شده که دو روز تمام در کوهها بود می آیند و آقای رجائی ایشان را در آغوش گرفته و می گویند، افتخار ما این است که مسئولین ما در صف مقدم همیشه حضور دارند .

در عملیات آزاد سازی منطقه شمشیر از ناحیه شکم بر اثر اصابت گلوله مجروح می شود و هنگامی که در بیمارستان پاوه بستری بود به لحاظ محبوبیتی که بین مردم داشت و همیشه با مردم و در کنار مردم بود، اهالی منطقه برای سلامتی ایشان روزه گرفته بودند و مرغ و خروس به نیت نذر به بیمارستان می آوردند و این خاطره در منطقه به عنوان یک تاریخ واقعا ماندگار اثری است جاودانی .

***

در جهت تربیت نیروها بسیار توجه داشت و به عنوان مباحث مدیریتی همیشه به دیگران در این زمینه نیز توصیه هایی را می نمود . اوایل که شهید حاج ابراهیم همت به عنوان مسئول روابط عمومی سپاه پاوه شروع به کار کرده بود و مقرر شد در عملیات ها از ایشان استفاده گردد، در یکی از عملیات ها به نام « محمد رسول الله (ص) »، شهید کاظمی مسئولیت عملیات را به همت واگذار کرد لکن نظارت عالیه بر روند آن را نیز بر عهده گرفت و زمانی که عملیات با مشکل مواجه شد خودش وارد عمل شد و خوشبختانه با موفقیت نیز همراه شد اما این روش باعث شد تا شهید همت شخصی شود که در منطقه عملیاتی جنوب آن شهامت ها و رشادت ها را نیز خلق نماید .

***

حرمت و احترام زیادی برای لباس سپاه قائل بود و حتی سعی می کرد در خارج از منطقه عملیاتی کمتر از لباس سپاه استفاده کند و معتقد بود این لباس بسیار مقدس است و سنگینی اش را روی دوشم احساس می کنم چون خون افراد پاکی برای این لباس ریخته شده و باید احترام آن را حفظ کرد. نگران بود که خدای ناکرده این لباس بر تن باشد و رفتاری انجام شود که به قداست آن خدشه وارد گردد .

در فرازهایی از وصیت نامه شان اشاره می کند که ما بایستی بین ضد انقلاب و مردم تفاوت قائل شویم .این دیدگاه بسیار حائز اهمیت است و تا شخصی در منطقه نبوده باشد نمی تواند این موضوع را خوب لمس کند . در منطقه ای که درگیری و خشونت وجود دارد و بسیاری از دوستان عزیز در عملیات ها به شهادت می رسند، درایت و تیز بینی می خواهد تا بتوانید با دید مثبت به جذب مردم به نظام بپردازید

***

زمانی که بسیاری از مناطق بیرون از پاوه در اختیار ضد انقلاب بود ایشان اعلام کرد قصد دارد به منطقه نوسود که یک شهر مرزی است و فاصله آن تا پاوه حدودا ۴۰ کیلومتر می باشد بیاید و ضمن مذاکره با مردم و گروهک ها، مواضع جمهوری اسلامی را نیز اعلام نماید .

***

در واقع حضور در بین ضد انقلاب با آن همه تجهیزات نظامی، شهامت، جسارت و ابتکار فوق العاده ای نیاز داشت و زمانی که به همراه معاونش وارد نوسود شد اعلام کرد در بخشداری حاضر می شوم و هر کس مطلبی دارد به آنجا بیاید و پس از اعلام نظرات و مواضع جمهوری اسلامی به پاوه برگشت و این عمل باعث شد تا بسیاری از مردم منطقه به کمک برادران سپاه بشتابند و ماهیت ضد انقلاب برای ایشان مشخص گردد .

***

فوتبالیستی که فرماندار پاوه شد / عکس

شهید کاظمی همیشه برای مردم اهمیت و احترام بسیار قائل بود و به همین دلیل هم در فرازهایی از وصیت نامه شان اشاره می کند که ما بایستی بین ضد انقلاب و مردم تفاوت قائل شویم .این دیدگاه بسیار حائز اهمیت است و تا شخصی در منطقه نبوده باشد نمی تواند این موضوع را خوب لمس کند . در منطقه ای که درگیری و خشونت وجود دارد و بسیاری از دوستان عزیز در عملیات ها به شهادت می رسند، درایت و تیز بینی می خواهد تا بتوانید با دید مثبت به جذب مردم به نظام بپردازید .

***

ناصر، مردمی، آینده نگر، مدیر، باشهامت، برنامه ریز و پیش قدم در هر کاری بود، در مقابل سختی ها صبور بود و مشکلات را تحلیل می کرد و سعی می کرد راه حل مناسبی برای آن پیدا کند . ایشان به تمام معنا فدایی امام و انقلاب بود. »

***

بغضی امشب در گلویم ناگهان گل کرده است

این دل آتش نهادم را تحمل کرده است

امشب ای بالا بلندم تا دلت پل میزنم

نیتی دارم که با چشمت تفأل میزنم

جان چشمانت قسم ، من عاشق چنگ توام

عاشق روح بزرگ و پاک و بی رنگ توام

با تو امشب از صبوری گفتگو باید کنم

از حکایت های دوری، گفتگو باید کنم

کین اگر می آید و بر پشت و پهلو میزند

عشق از ره می رسد یا حق و یا هو می زند

کاظمی های بزرگ اهل ولایت مذهبند

اهل عاشورا واهل خطبه های زینبند

کودکی های تو بوی لاله های سرخ داشت

راه در سرسبزی یک انتهای سرخ داشت

هر که اینجا زخم دارد بارورتر میشود

نشوه مستانه دل عشق پرور می شود

کاظمی های انیس شب جنوب شهری اند

دانش آموزان این مکتب جنوب شهری اند

کاظمی ها تیغ بر شیطان سرکش می کشند

هر کسی مرد است عضو خانه دل می شود

امشب از شبهای تنهایی است رحمی کن بیا

حال من امشب تماشایی است رحمی کن بیا

مرگ خونین مرا شایسته بستر مکن

شعله جان مرا اینگونه خاکستر مکن

من نمی دانم چرا این گونه حیران مانده ام

من نمی دانم چرا در خویش پنهان مانده ام

جبهه یعنی خاک را از خون معطر ساختن

جبهه یعنی کربلاهای مکرر ساختن

جبهه یعنی آب بودن محو در پاکی شدن

جبهه یعنی در میان خاک افلاکی شدن

جبهه یعنی در حضور عشق بارانی شدن

جبهه یعنی نیمه شب از عشق نورانی شدن

جبهه یعنی کاظمی ها را به خاطر داشتن

نامشان را بر فراز قله ها افراشتن

در مریوان جز قدمگاه تو یک ایران نبود

با بروجردی غزل های تو را پایان نبود

کاظمی ها از تبار و نسل عاشق پیشه اند

از تبار مرد های غیرت و اندیشه اند

عاشقی یعنی چه ؟ یعنی یک دو جرعه از خلوص

عاشقی یعنی که خنجر گردن ما را ببوس

عاشقی یعنی دلا ساقی چرا تاخیر کرد

عاشقی یعنی خداوندا ! شهادت دیر کرد

هیچ کس در انتخاب عاشقی مجبور نیست

مکتب ما مکتب تفویض جبر و زور نیست

با تو می شد ارتفاع قله ها را فتح کرد

ارتفاع قله های دیر پا را فتح کرد

بی تو از دست تغافل پشتمان پر خنجر است

بی تو در دلهایمان پیوسته زخمی دیگر است

کاظمی رفت و به ایران باز شور جنگ ماند

در گلوی جبهه ها بغضی مثال سنگ ماند

کاظمی رفت و دلی بر خاک بی ماتم نماند

زخم دل کاری شد و تاثیر در مرهم نماند

لفظ او چون موج معنا، صخره ها را می شکست

حرف هایش حرف دل بود و به دلها می نشست

رفت و آتش در نگاه شعله ها خاموش ماند

رفت و اما پرچم سرداری اش بر دوش ماند


 در رشته تربیت بدنی وارد دانشگاه شد. در سال ۵۶ ورزشکاران آمریکایی به ایران آمده بودند تا در مسابقات کشتی شرکت کنند. ایشان به اتفاق تعداد دیگری از دانشجویان تصمیم می گیرند در سالن مسابقات به دلیل اعتراض به حمایت های امریکا از رژیم منحوس شاهنشاهی، پرچم آن کشور را به آتش بکشند و پس از چندی فراری بودن توسط رژیم دستگیر و در زندان قصر زندانی شدند
فوتبالیستی که فرماندار پاوه شد / عکس