Category Archives: مقالات_سیاسی

۹ دی سرفصل بیداری اسلامی

بررسی شباهت انقلاب ایران با موج بیداری اسلامی کشورهای منطقه در گفت و گو با «صادق الحسینی»



غم انگیزترین صحنه برای CIA +عکس

شبکه فکس نیوز آمریکا هم اذعان کرد: باید بپذیریم که هم اکنون یکی از پیشرفته ترین هواپیماهای ما در اختیار ایران است و ممکن است آنها از روی این هواپیما نمونه های ایرانی را طراحی کنند.


 به نقل از واحد مرکزی خبر ، سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده در مصاحبه با واحد مرکزی خبر اعلام کرد: اخیرا با اطلاعات جمع آوری شده و مراقبت های دقیق الکترونیکی مشخص شد این هواپیما قصد نفوذ و جاسوسی بر فراز کشورمان را دارد که پس از ورود این هواپیما به فضای شرق کشور، این هواپیما در کمین گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفت و با حداقل خسارت در ایران به زمین نشانده شد. 

هواپیما آمریکایی

 

طول دو بال این هواپیما حدود ۲۶ متر، طول بدنه چهار و نیم متر و ارتفاع آن یک متر و ۸۴ سانتی متر است و دارای سیستم های پیشرفته جمع آوری اطلاعات در ابعاد الکترونیکی، تصویری و مخابراتی و سامانه های راداری مختلف است. 

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: این هواپیما از جهت نوع ساخت و پوشش، رادار گریز طراحی شده و از حیث فناوری آخرین نمونه هواپیماهای پیشرفته ای است که امریکا مورد استفاده قرار می دهد. 

سردار حاجی زاده با بیان این که فناوری به کار رفته در این هواپیما قبلا در هواپیماهای B2 و F35 نیز استفاده شده است، افزود: هدایت این هواپیما توسط ماهواره و همچنین ایستگاه های زمینی در افغانستان و امریکا صورت می پذیرد. 

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: کارشناسان و متخصصان نظامی به خوبی واقفند که این هواپیما چه اطلاعات تکنولوژیکی ذی قیمتی با خود دارد. 

ویژگی های جانور قندهار

 منابع امریکایی از روز یکشنبه به این طرف انبوهی از گزارش های مفصل و دارای جزئیات منتشر کرده اند که نشان می دهد فناوری این هواپیما یکی از حساس ترین فناوری های موجود در اختیار سرویس های اطلاعاتی این کشور بوده و از اطلاعات مربوط به آن به شدت حفاظت می شده است.

این گزارش ها نشان می دهد دولت امریکا اکنون به شدت نگران تبعات سیاسی، فنی، اطلاعاتی و نظامی فرود اجباری این هواپیما در ایران است و به همین دلیل تمام ابزراهای خود را برای حداقل کردن خسارات ناشی از این موفقیت بزرگ ایران به کار گرفته است.

اکنون پرسش این است که چرا این هواپیما تا این حد برای دولت امریکا مهم است و جایگاه آن در سیستم فناوری نظامی و امنیتی امریکا چیست؟

بر مبنای مجموعه گزارش های موجود می توان مشخصات این هواپیما و دلایل حساسیت آن را به شکل زیر توضیح داد.

۱- نخستین ویژگی این هواپیمای بدون سرنشین که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است. اطلاعات موجود نشان می دهد این هواپیما توسط رادارهای معمولی برد بلند (حتی انواع بسیار پیشرفته آن) به هیچ وجه قابل رهگیری نیست و رادارهای برد کوتاه VHF نیز تنها در صورتی قادر به مشاهده آن –آن هم به سختی- هستند که هواپیما کمتر از ۴۰ کیلومتر با آنها فاصله داشته باشد؛ اتفاقی که وقوع آن تقریبا محال است.

 ویژگی رادار گریزی این هواپیما ناشی از پوشش بسیار مخصوصی است که تمام سطح آن را پوشانده و بسیاری از کشورهای جهان از جمله روسیه و چین سال های طولانی است که به دنبال دست یابی به فرمول و مشخصات ساختمانی آن هستند. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل به قلم ویلیام براد و دیوید سانجر که روز دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۰ منتشر شده، درباره توانایی رادار گریزی هواپیمای RQ170 نوشته است: «به گفته مقامات امریکایی، یک نمونه رادار گریز این هواپیمای بدون سرنشین اوایل امسال ساعت ها در ‏موارد مکرر بر فراز مخفیگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاکستان پرواز کرد بدون آنکه بوسیله ‏سامانه های دفاع هوایی پاکستان مورد شناسایی قرار گیرد». 

این روزنامه ادامه داده است: «ماه ها گزارش هایی، همگی تایید نشده، ‏منتشر شده است که از همان هواپیما مرتبا بر فراز ایران و احتمالا با هدف شناسایی مراکز هسته ای یا ‏موشکی مخفی استفاده می شده است». همچنین لولیتا سی بالدور، در گزارشی برای آسوشیتدپرس از واشینگتن در روز سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۰ نیز او قول لورن تامپسون، تحلیلگر دفاعی موسسه لکسینگتون در ویرجینیا در این باره می نویسد: «این هواپیماها طوری طراحی شده اند که بتوانند به مکان هایی بروند که دیگر ‏هواپیمای باسرنشین یا بدون سرنشین نمی توانند به آنجا بروند. 

این هواپیما به ویژه طوری طراحی شده ‏است که ردیابی و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسیار دشوار باشد». یک کارشناس فنی به «ایران هسته ای» عامل اصلی رادارگریزی این هواپیما رنگ مخصوص بدنه آن است.

۲- دومین ویژگ این هواپیما که انتقال آن به ایران نگرانی بسیار جدی امریکایی ها را برانگیخته آن است که این فناوری RQ170 شباهتی جدی به فناوری بمب افکن های B-2 و همچنین جنگنده بمب افکن F-35 دارد که جزو پیشرفته ترین و در عین حال محرمانه ترین فناوری های نظامی امریکا محسوب می شود.

۳- سومین ویژگی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که در اختیار ایران است، مربوط به موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز ۱۵ آذر ۱۳۹۰ گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها ‏امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».‏

۴- ویژگی چهارم هواپیمای RQ170 مربوط به توانایی های جنگ الکترونیک آن بویژه در دو حوزه خاص است. نخست اینکه این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.

۵- ویژگی پنجم هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند.

۶- ششمین ویژگی این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.

واکنش آمریکایی ها

شماری از مقامات آمریکا پیشنهاد ورود نظامیان آمریکایی به ایران برای بازپس گیری هواپیما جاسوسی خود را مطرح کرده اند.

هواپیما امریکایی

 

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، شماری از مقامات آمریکا پیشنهاد داده اند با انجام عملیات سری در داخل خاک ایران، هواپیمای جاسوسی که به تازگی توسط ایران سرنگون شده بازپس گرفته شود.

یک مقام آگاه نظامی در هفته جاری از سرنگونی یک فروند هواپیمای بدون سرنشین و جاسوسی آمریکا در مرزهای شرق کشور توسط پدافند ایران خبر داده بود. وی گفته بود که این هواپیما، با اندکی خسارت در اختیار ایران قرار گرفته است.

براساس این گزارش، یک منبع رسمی آمریکا گفت که مقامات این کشور به این موضوع فکر کردند که با انجام عملیات سری در داخل ایران ، هواپیمای جاسوسی را پس گرفته و آن را نابود کنند ولی در نهایت به این نتیجه رسیدند که چنین عملیاتی ارزش ریسک ندارد زیرا ممکن است منجر به رویارویی خطرناکی با ایران شود.

مقامات آمریکایی گزینه های دیگری را نیز برای باز پس گیری هواپیمای جاسوسی خود بررسی کردند. براساس گزینه اول، یک گروه از نظامیان ویژه مستقردر افغانستان به خاک ایران اعزام  شوند و در کنار آن، از مزدوران داخلی در ایران برای یافتن لاشه هواپیمای آمریکا استفاده شود.

پیشنهاد دیگر هم این بود که گروهی به طور غیرقانونی وارد ایران شود و هواپیمای آمریکایی را منفجر کند. گزینه سوم هدف گیری هواپیما در ایران در حمله هوایی بود.

با این حال مقامات آمریکایی نگران بودند که این عملیات بازپس گیری لاشه هواپیما یا نابودی آن ، کشف شود .

یک مقام آمریکایی هم گفت که پیشنهاد بازپس گیری  هواپیما یا نابودی آن مورد استقبال مقامات آمریکایی قرار نگرفت زیرا ممکن بود به حادثه ای بزرگتر منجر شود.

یک مقام مسئول در آمریکا هم بیان داشت: ورود یک گروه از نظامیان رزمی به خاک ایران برای بازپس گیری لاشه هواپیما یا نابودی آن می تواند آمریکا را در معرض اتهام دولت ایران قرار دهد زیرا اقدامی در راستای آغاز جنگ است.

شماری از مقامات آمریکایی برخلاف اعلام نظر مقامات ایران گفته اند این هواپیما با استفاده از هک سامانه های الکترونیکی نظامی آمریکا یا اقدام نظامی ، سرنگون نشده بلکه مشکل فنی منجر به سقوط این هواپیما شده است

مشروعیت یا مقبولیت؟

یکی از بحث های مهم در زمینه لزوم اطاعت در حکومت ها مسأله مشروعیت است. متأسفانه واژه مشروعیت با ترجمه نادرستی که از آن در قاموس علوم سیاسی بومی شده است به یکی از گره های کور در اندیشه سیاسی در ایران شده است.


 

 

لفظ مشروعیت در ادبیات فارسی و عربی از ریشه شرع مستخرج شده است و در واقع به صورت ناخودآگاه ،مشروع بودن حکومت با شرعی بودن آن نسبت پیدا کرده است. در بحث های ولایت فقیه اخیراً مشروعیت به معنای دلایل شرعی حقانیت حکومت ولایت فقیه و مقبولیت به معنای پذیرش مردمی آن تعریف می شود. در این راستا باید توجه داشت می بایست با تعاریف انجام شده درباره مشروعیت با دقت بیشتر برخورد کرد.

مشروعیت

واژه legitimacy که به نظر می رسد به شکل  نادرست مشروعیت ترجمه شده است از ریشه لاتین legitimus نشأت می گیرد که به معنای قانونی کردن و یا قانونی بودن است. در قرن هفدهم Legitmate به کسی گفته می شد که پدر و مادرش به شکل قانونی ازدواج کرده بودند. آرام  آرام این واژه به حوزه علم سیاست نیز کشیده شد. از نگاه دانشمندان علوم سیاسی هنگامی که قوانین مورد موافقت عمومی بودم و یا مورد اطلاعات آنان قرار گرفت به نحوی که همراه با رضایت عمومی مردم باشد و اکثر مردم به قانونی بودن آن تصریح کنند، ما با مقوله Legitimacy روبرو هستیم. چنین تعریفی نشان می دهد که ترجمه و همسانی Legitimacy با مشروعیت در زبان فارسی چندان صحیح نیست. مشروعیت به شرعی بودن و الهی بودن یک نظام و پذیرش یک نظام سیاسی بر مبنای شارع مقدس اشاره دارد اما Legitimacy بر پذیرش قواعد و قوانین حکومتی توسط مردم و چرایی آن تأکید دارد. این تعریف با مسأله مقبولیت یا پذیرش مردمی نزدیک تر است تا با شکل لفظی مشروعیت.

 با توجه به این موضوع ،بحث خود را درباره ی واژه Legitimacy با ترجمه تسامحی مقبولیت ادامه می دهیم. البته در ادامه این درس به نوشتارها به سراغ «مشروعیت» به معنای شرعی بودن حکومت نیز خواهیم رفت.

مفهوم مشروعیت با مفهوم اقتدار دارای ارتباط مهم و معناداری است. در نظامی که مردم قواعد و قوانین را با رغبت می‌پذیرند و رعایت می‌کنند، قدرتی که اعمال می‌گردد، اقتدار (Authority)  خوانده می‌شود.

با این تعاریف باید سوال چرا یک حکومت مشروع دانسته می‌شود؟ به این سؤال تغییر یابد «چرا مردم یک حکومت را مورد پذیرش قرار می‌دهند؟»

شش مکتب اصلی درباره‌ی پاسخ به این سؤال که چرا و چگونه مقبولیت ایجاد می‌شود وجود دارد. اولین مکتب محلی گرایی

(Localism) است که بر این باور است که مقبولیت یک مفهوم محدود به زمینه محلی خود است و دارای عناصر جهان شمولی نیست. مکتب دیگر جمعه شناسی – روان شناسی است که بر این باور است که مشروعیت بر آمده از ویژگی‌های روان شناسی و اجتماعی شهروندان است. مکتب سوم مکتب توسعه گرایی است  که مبنای مقبولیت را فعالیت‌های اقتصادی و توسعه ای فاعلان عرصه سیاست می‌داند. مکتب چهارم لیبرالیسم است که بر ایجاد حقوق و آزادی در چاэوب نظام سیاسی برای ایجاد مشروعیت تأکید می‌کند. مکتب دیوان سالاری بر عقلانیت و کارآمدی دیوان سالاری برای برطرف کردن نیازهای شهروندان به عنوان منشأ مقبولیت تکیه کند. نهایتا آخرین  نظریه این است که باور شهروندان به شرعی بودن و الهی بودن یک نظام راهنمای پذیرش آن از قواعد و احکام حکومت می‌داند.

یکی از مهم‌ترین نظریه پردازان اقتدار– مقبولیت ماکس وبر است. او میان سه گونه اقتدار عقلایی حقوقی ، سنتی و کاریزماتیک تفکیک قائل می‌شود. اقتدار قانونی و عقلایی وجه ممیز دولت‌های دیوان سالار و صنعتی مدرن هستند. بر مبنای این نظر، افرادی که در این نظام‌ها دارای جایگاه هستند دارای قدرت غیر فردی بوده و اطاعت از آن‌ها به شکل عقلایی قابل توجیه است. پس هنگامی که شما پشت چراغ راهنمایی که از سوی پلیس راهنمایی نصب شده است متوقف می‌شوید،شما از یک فرد خاص اطاعت نمی‌کنید بلکه اطاعت شما به خاطر جایگاه قانونی فرد مزبور است.

مقبولیت سنتی به علت ریشه‌های تاریخی و فرهنگی وجود دارد. نمونه‌های اصلی اقتدار سنتی را می‌توان در قدرت رؤسای عشایر و قبایل دید که اعضای عشیره و یا قبیله از آنان اطاعت می‌کنید.

اقتدار کاریزماتیک ممکن است به علت برخی ویژگی‌های شخصی و شخصیتی افراد در جذب شهروندان پدید آید. این گونه اقتدار با اقتدارهای سنتی و مدرن دارای تفاوت‌های فراوان است که در تاریخ معاصر جهان و جوانی مانند گاندی و یا ماندلا دارای اقتدار کاریزماتیک بودند.

اما این گونه مدل‌ها که بر پایه نگاه هنجاری و جانب‌دارانه  مبنی بر برتری مدرنیته و مشروعیت عقلایی / قانونی بود ،مورد چالش اندیشمندان قرار گرفت یکی از منتقدان این گونه مدل‌ها آنتونیو گرامشی  بود. او با ایجاد نظریه هژمونی(Hegemony) کوشید مدل جدیدی از روابط را در عرصه قدرت تحلیل نماید. از نگاه گرایشی «هژمونی» کنترل جامعه به وسیله‌ی روش‌های کاملاً فرهنگی است. بنابراین او میان کارکرد بازدارنده دولت و از سوی دیگر توانایی طبقه حاکم بر کنترل جامعه با ایجاد رضایت میان اعضا، تفکیک قائل شده است. از نگاه او قدرت صرفاً از طریق اجبار اعمال نمی‌شود بلکه از طریق مسیرهایی است که توسط طبقه حاکم مهیا می‌شود. بنابراین در هژمونی، رضایت حکومت شوندگان عنصر اساسی است.

از نگاه گرامشی دولت حالت تعادل میان جامعه سیاسی (با ویژگی‌های اجبار آمیزش) و جامعه مدنی (که در آن‌ها نهادهای بخش خصوصی، مدارس، نهادهای مذهبی و…وجود دارند) می‌باشد .این امر یک شبکه از روابط اجتماعی و ایده‌ها را پدید می‌آورد که هژمونی طبقه حاکم را تولید و باز تولید می‌کند.

از نگاه او در عرصه بین المللی این هژمونی زمینه مقبولیت را برای نظم  مستقر سیاسی در جهان همواره می‌کند و آن‌ها را برای توسعه سلطه خویش یاری می‌رساند.

آشنایی با مارکسیسم

دیباچه

بنا به تقاضای برخی کاربران که خواهان آشنایی با برخی مکاتب فکری و سیاسی بودندف به مرور سلسه مقالاتی برای آشنایی با این مکتبها به زبان ساده ارائه می شود. اولین مکتب این مجموعه نیز بنابه درخواست شما مارکسیسم خواهد بود. با توجه به آنکه قصد بر بیان ساده مکاتب می باشد، پیچیدگی های نظری این مکاتب و نکات ریز و دقیقه های فلسفی به ناچار فدای ساده گویی و عامه فهم بودن مطلب خواهد شد.

مارکسیسم

کارل مارکس

مارکسیسم به مکتب فکری گفته می شود که توسط کارل مارکس (۱۸۱۸-۱۸۸۳)، دانشمند یهودی آلمانی و نیز دوست و همکارش فردریش انگلس تبیین شد. مهمترین مولفه های اندیشه مارکس عبارتند از:

۱- ماتریالیسم: مارکس معتقد به ماتریالیسم بود یعنی آنکه در دنیا فقط ماده وجود دارد. این مفهوم از ماتریالیسم را مارکس از فوئرباخ اخذ کرد. بر این اساس دیگر وجود خداوند یا روح و یا هر گونه موجود غیرمادی منتفی خواهد شد و در جهان فقط ماده وجود دارد.

۲- دیالکتیک: مارکس دیالکتیک را از هگل فراگرفت. بر اساس دیالکتیک همه چیز در دنیا درحال تغییر و دگرگونی است. در مقابل هر چیزی، ضد یا مخالفی وجود دارد که مارکس از آن دو به تز و آنتی تز یاد میکند. از ترکیب این دو سنتز به وجود می آید.

۳- دترمینیسم تاریخی: دترمینیسم به معنای جبری بودن یا تعیین شدگی است. دترمینیسم تاریخی به این معناست که تاریخ روندی جبری دارد. از نظر مارکس تاریخ به چند مرحله تقسیم می شود. مرحله اول”کمون اولیه” نام دارد و در آن همه چیز اشتراکی بوده و مالکیت خصوصی وجود نداشته است، سپس تاریخ به دوره برده داری، و بعد از آن فئودالیسم رسیده و در زمان مارکس در مرحله سرمایه داری قرار داشت. مارکس پیش بینی کرد که سرمایه داری به کمک انقلاب و دیکتاتوری پرولتاریا (کارگران بدون ابزار) به “سوسیالیسم” می رسد که در این مرحله مالکیت خصوصی از بین می رود و همه اموال و دارایی ها اشتراکی می شود و سپس به به “کمونیسم” که جامعه بدون طبقه و بدون دولت و بدون مالکیت است می رسد. این پیش بینی هیچ گاه محقق نشد.

۴- اقتصاد: تحولات تاریخی که مارکس از آنها یاد می کند به چه صورتی رخ داده اند؟ موتور محرکه تاریخ از نظر مارکس اقتصاد بوده و لذا اقتصاد زیربنا، و سیاست، فرهنگ، دین و…. همه روبنا هستند. منظور مارکس از اقتصاد با منظوری که ما امروزه از اقتصاد در ذهن داریم کمی متفاوت است. از نظر مارکس اقتصاد در مناسبات تولید خلاصه می شود و مناسبات تولید نیز در مالکیت ابزار تولید. هر کسی که مالک ابزار تولید باشد شکل دهنده طبقه مسلط در جامعه است و آنانی که فاقد ابزار تولید هستند طبقه زیردست هستند که از سوی طبقه مسلط استثمار می شوند. به عنوان مثال در برده داری، برده ها ابزار تولید هستند، در فئودالیسم زمین و در سرمایه داری ماشین آلات صنعتی.

نقد نظریه مارکس:

۱- بزرگترین انتقاد به نظریه مارکس این بوده و هست که پیش بینی او محقق نشد. او پیش بینی کرد به زودی در انگلستان انقلاب کمونیستی رخ می دهد اما این انقلاب هیچ گاه در این کشور رخ نداد. تاریخ که به باور او می باست روندی جبری را مطابق با دوره های تاریخی او پیش نرفت.

۲- دومین نقد عمده به اندیشه مارکس معمولا به وجه تقلیلگرایی این اندیشه ناظر می باشد. تقلیلگرایی به این معناست که شما یک امر مهم و بزرگی را به یک چیز خلاصه کنید و تقلیل دهید. مارکس تحولات تاریخی را که از بسیاری عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… ناشی می شود را صرفا (و در برخی تفاسیر عمدتا) به اقتصاد تقلیل می دهد . اقتصاد را هم در نهایت به ابزار تولید تقلیل می دهد. به این ترتیب او در نظریه اش بسیاری از عوامل مهم و موثر را نادیده می گیرد و یا کم اهمیت می پندارد.

۳- از لحاظ هستی شناسانه نیز عدم پذیرش وجود خداوند و یا هر نوع پدیدار غیر مادی طبیعی از سوی مارکسیسم مورد پذیرش هیچ یک از ادیان که بنیان همه آنها بر پذیرش عالم ماوراء است، نمی باشد. به عنوان مثال یکی از نشانه های مومنین در آیات ابتدایی سوره بقره ایمان به خداوند و ایمان به غیب است. (الذین یومنون بالغیب)

۴- نگاه مارکسیسم به دین نیز بسیار مورد بررسی و انتقاد قرارگرفته است. مارکس، دین را افیون توده ها نامید. مهمترین ویژگی افیون (مواد مخدر) رکود و سستی است. منظور مارکس این بود که دین از انقلاب و مبارزه ممانعت به عمل می آورد. شاید در برخی مقاطع تاریخ این گفته در مورد دین مسیحیت صادق باشد اما بی تردید در مورد دینی همچون اسلام آن هم در میان اهل تشیع صادق نخواهد بود. شیعیان به دلیل حضور پررنگ قیام عاشورا در زندگی روزمره آنها همواره با انقلاب و قیام آشنا بوده اند و نمونه آشکار آن نیز انقلاب اسلامی ایران است که بر اساس آموزه های اسلامی شکل گرفت. در واقع انقلاب ایران خط بطلانی است بر این آموزه مارکس.

۵- همچنین بسیاری از اندیشمندان کمونیسم نهایی مارکس را که جامعه ای بدون طبقه؛ بدون دولت و بدون مالکیت خصوصی است نقد می کنند. اصولا امکان به وجود آمدن چنین جامعه ای وجود ندارد و لذا پیش بینی مارکس که معتقد به رسیدن به این جامعه است هیچ گاه محقق نخواهد شد.

۶- اکنون که نقاط ضعف مارکس را برشمردیم بد نیست به نقطه قوت و تاثیر مثبت اندیشه مارکس هم اشاره کنیم، نقطه قوتی که باعث شده اندیشه او یکی از پرتاثیرترین اندیشه های سیاسی باشد؛ مارکس به حقوق کارگران و استثماری که از سوی طبقه کارفرما بر آنها صورت می پذیرفت اعتراض کرد. بی تردید اندیشه های او وضعیت کارگرانی که بیش از ۱۲ ساعت و حتی بعضا ۱۶ ساعت در روز کار می کردند و حقوق بسیار اندکی دریافت می کردند را  بهبود بخشید؛ و به تدریج کارفرمایان را به رعایت بیشتر حقوق کارگران مانند سقف کاری ۸ ساعت در روز، بیمه و… سوق داد. به همین دلیل عمده طرفداران اندیشه مارکسیسم کارگران هستند اما لازم به ذکر است که دفاع از حقوق کارگران تنها در قالب مارکسیسم محدود نیست و می توان بدون تمسک به آموزه های مارکسیستی به دفاع از حقوق کارگران پرداخت.

 

بعد از مارکس:

ازاندیشه مارکسیسم تفاسیر متعدد و فراوانی صورت پذیرفت. و همین امر سبب پیدایش انواع مارکسیسم گردید: مارکسیسم فلسفی، مارکسیسم انتقادی، مارکسیسم ساختاری، مارکسیسم-لنینیسم و…. در عرصه اندیشه به وجود آمدند.

یکی از این تفاسیر که اندیشه مارکسیسم-لنینیسم (تفاسیر لنین از اندیشه مارکس) بود از سوی ولادیمیر لنین در شوروی سابق به اجرا گذاشته شد و بعد از ۷۰ سال به دلیل ناکارآمدی و ناتوانی در حل معضلات جامعه، و علی رغم جرح و تعدیلهای فراوان از سوی جانشینان لنین، به جای تحقق جامعه کمونیسم نهایی به فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی انجامید. اندگ زمانی پیش از فروپاشی شوروی،  امام خمینی (ره) این مساله را در نامه ای به گورباچف یادآوری کردند و بیان کردند که دیگر باید کمونیسم را در موزه های دنیا جستجو کرد. پیش بینی ایشان کمی بعد محقق شد و شوروی فروپاشید.

برای آشنایی بیشتر با مارکسیسم می توانید کتاب نقدی بر مارکسیسم اثر استاد شهید مرتضی مطهری را دانلود کنید.

بعدالتحریر:

در میان کشورهای کمونیستی جهان، شوروی و نیز اروپای شرقی کاملا از کمونیسم فاصله گرفته اند. چین در بسیاری از اصول مارکسیسم تعدیلهای جدی ایجاد کرده و هر روز بیش از پیش از کمونیسم فاصله می گیرد. کوبا بعد از کناره گیری فیدل کاسترو و به قدرت رسیدن برادرش رائول کاسترو تعدیلها در نظام کمونیستی را آغاز کرده است. تنها کشور کمونیستی فعلی دنیا کره شمالی است که در مقایسه با کره جنوبی در زمره پایین ترین کشورها از نظر شاخص توسعه انسانی است. کشورهای آمریکای لاتین مانند ونزوئلا، بولیوی و.. سوسیالیست هستند و نه کمونیست، که در مقاله دیگری به بررسی سوسیالیسم خواهیم پرداخت.