پاسداری از مهمترین سرمایه جامعه

احوالات جامعه نظر بیافکنیم، رمز و راز این پیوند مبارک اجتماعی را در «اعتماد متقابل مردم نسبت به یکدیگر» خواهیم یافت. «اعتماد متقابل» پیچ و مهره ای است که انسان ها را از موجوداتی کوچک و تک کاره به موجودی بزرگ و چند کاره مبدل می کند.

همه ما می دانیم که بشر موجودی است اجتماعی که انزوا و جدایی از جامعه را خوش نمی دارد و علاقه به زندگی جمعی در ذات او قرار داده شده است. خداوند در آیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید:

 

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا.

اى مردم! ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ها و قبیله ها (ی کوچک و بزرگ) قرار دادیم تا به این وسیله یکدیگر را بازشناسید (نه اینکه به این وسیله بر یکدیگر تفاخر کنید).

بنابراین «اجتماعى بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی ریزى شده است.» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲، ص ۳۳۴) البته باید توجه داشت که زندگی اجتماعی بشر همانند زندگی دسته جمعی حیواناتی نظیر آهوان و برخی از پرندگان نیست که همگی با هم به این سو و آن سو می روند و در یک مکان زندگی می کنند. (همان، ج ۱۵، ص ۷۶۴) بلکه پیوند تنگاتنگی که میان تک تک افراد جامعه انسانی وجود دارد و فعالیت های مشترکی که با هدفی واحد در میان انسان ها شکل می گیرد، از زندگی اجتماعی بشر یک نوع زندگی منحصر به فرد رقم زده است.

بنابراین تمام زیبایی زندگی اجتماعی انسان به پیوندهایی است که میان تک تک افراد جامعه بسته شده و روابط در هم تنیده و تنگاتنگی است که در میان آنها موجود است.

اما پرسش ما این است که ریشه این پیوندها و رمز این ارتباطات ناگسستنی چیست؟

 

مهمترین سرمایه اجتماعی

خوب که به احوالات جامعه نظر بیافکنیم، رمز و راز این پیوند مبارک اجتماعی را در «اعتماد متقابل مردم نسبت به یکدیگر» خواهیم یافت. «اعتماد متقابل» پیچ و مهره ای است که انسان ها را از موجوداتی کوچک و تک کاره به موجودی بزرگ و چند کاره مبدل می کند.

باید دانست که این رمز پراهمیت، «مهمترین سرمایه» جامعه است که مراقبت ویژه می طلبد و حفاظت از آن بر تک تک انسان ها الزامی است. چرا که اگر به «اعتماد مردم نسبت به یکدیگر» ضربه ای وارد شود، آهسته آهسته اتصالات مستحکمی که ما بین آنها است، سست خواهد شد و از زندگی اجتماعی تنها یک نام و نشان باقی خواهد ماند.

آری، همین اصل «اعتماد متقابل» است که پشتوانه فعالیت هاى هماهنگ اجتماعى و همکارى در سطح وسیع جامعه می شود و جامعه را از صورتی پراکنده به رشته های زنجیر تبدیل می کند.

مهمترین دستور برای حفاظت از این سرمایه پربها

خداوند برای بقاء این سرمایه پرارزش، دستورات پرکاربردی را به ما آموخته که مهمترین آنها «پایبندی به عهد و پیمان» است. چرا که اگر در جامعه ای عهد و پیمانها پی در پی و پشت سر هم شکسته شود، دیگر اثرى از این سرمایه بزرگ یعنی «اعتماد عمومى به یکدیگر»، باقى نخواهد ماند و جامعه به ظاهر یکپارچه و متشکل، تبدیل به افرادی پراکنده و فاقد قدرت خواهد شد.

به همین دلیل در آیات مختلف قرآن (سوره مائده آیه ۱، سوره اسراء آیه ۳۴ ، سوره مومنون آیه ۸) و در سخنان فراوانی از معصومان علیهم السلام بر مساله وفای به عهد و ایستادگی در برابر قول و قرار و پیمان، تاکید شده و شکستن آن از گناهان کبیره به حساب آمده است. (الکافی، ج ۲، ص ۲۸۵)

با وجود سفارشات موکد و فراوان دین نسبت به این مساله باید توجه داشت که این یک قانون کلی و فرا دینی است که با اندکی تفکر می توان به آن دست یافت و به اهمیتش پی برد. به بیان دیگر این دستور الهی چنان واضح و هویدا است که عقل بشری به راحتی می تواند به اهمیت فوق العاده این مسأله دست یابد و وجوب آن را بر گرده خود احساس نماید. بی آنکه خود را پایبند به آیین و مذهبی بداند و از آموزه های الهی تبعیت کند. امیر مومنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر به این موضوع اشاره کرده چنین می فرماید:

«وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّهً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَیْ‏ءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتِمَاعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیمَا بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ

«و جان خود را سپر پیمان خود گردان. زیرا هیچ یک از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نیست که همه مردم جهان با تمام اختلافاتى که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتّفاق نظر داشته باشند. مشرکین هم علاوه بر مسلمین وفاى بر عهد را بر خود لازم مى‏دانستند، چرا که عواقب زشت پیمان شکنى را آزموده بودند.»

 

بنابراین باید توجه داشت که حتی تجربه جوامعی که به تعالیم الهی پایبند نبوده اند و به دستورات خداوند عمل نمی کرده اند، نیز نشان گر آن است که رواج پیمان شکنی و بدعهدی در جامعه پیامدی جز آسیب و خسران برای اجتماع و مردم نخواهد داشت. پس با این بیان دیگر جایگاه جوامع اسلامی و دین مدار نسبت به اجرای این قاعده عقلی و دینی روشن تر از روز و درخشان تر از خورشید رخ خواهد نمود.

 

حقیقتا چه زشت خواهد بود اگر مشرکان بی دین و ایمان جاهلی که از کمترین اندازه پیشرفت برخوردار بوده اند، خود را متعهد به قول و قرار ها و عهد و پیمانهایشان بدانند اما مسلمانان عصر پیشرفت و تکامل هنوز بر سر یک قول و قرار ساده پایشان بلنگد و به راحتی قراردادهای خود را زیر پا نهند.

امیر مومنان علی علیه السلام در ادامه این فرازها به مالک اشتر چنین گوشزد می کند:

«فَلَا تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ وَ لَا تَخِیسَنَّ بِعَهْدِکَ وَ لَا تَخْتِلَنَّ عَدُوَّکَ فَإِنَّهُ لَا یَجْتَرِئُ عَلَى اللَّهِ إِلَّا جَاهِلٌ شَقِیٌّ.» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)

«پس هرگز پیمان شکن مباش و در عهد خود خیانت مکن و دشمنت را (بدین وسیله) فریب مده. زیرا کسى جز نادان بدکار، بر خدا گستاخى روا نمی دارد.» 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *